تبليغاتX
عاشیقلر اوی

عاشیقلر اوی
 
قالب وبلاگ

Sevgi nədir nəhayətki bilmisən

Məni məndən istəməyə gəlmisən

Nə etməli ürəyim dönüb artıq

BAĞIŞLA Bağışla əzizim bağışla

sən çox gecikmisən

Bağışla .. .

Puç olmuş arzular dirilsə belə

Qırılmış ürəklər döyünsə belə

Məhəbbət hamıya verilsə belə

Mən sənə bir damla sevgi vermərəm

Qayıtma əzizim qayıtma sən çox gecikmisən .. . Həsrətin acısı yıxıb deyirsən

Sən məni deyəsən heç eşitmirsən

Bəs mənim ürəyim ürəy deyilmi

BAĞIŞLA.. Bağışla əzizim bağışla

sən çox gecikmisən Bağışla .. .

Puç olmuş arzular dirilsə belə

Qırılmış ürəklər döyünsə belə

Məhəbbət hamıya verilsə belə

Mən sənə bi damla sevgi vermərəm

Qayıtma əzizim qayıtma sən çox gecikmisən

. Bağışla əzizim bağışla sən çox gecikmisən ..

[ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 17:4 ] [ سئوگی ]
انگشتانت را ...

به من قرض بده;

برای شمردن لحظه های نبودنت,

کم آورده ام!

[ شنبه 1 بهمن1390 ] [ 23:36 ] [ سئوگی ]
عشق یعنی موسیقی اسم تو...
ساده اما تا ابد شنیدنی...
یعنی تو که بی بهانه و دلیل...
بهترین دلیل عاشق شدنی...!!

[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ 19:47 ] [ سئوگی ]
دلم حضور مردانه می خواهد
نه اینکه مرد باشد ، نه …
مـــــردانه باشد
حرفش
قولش
فکرش
نگاهش
قلبش و …
آنقدر مردانه که بتوان تا
بینهایتِ دنیا به او اعتماد کرد و
تکیه کرد…!

[ دوشنبه 26 دی1390 ] [ 21:18 ] [ سئوگی ]
[ دوشنبه 26 دی1390 ] [ 14:37 ] [ سئوگی ]
همیشه یه کسایی بودن که بهم میگفتن چرا تو عشق نداری؟

همیشه بودن کسایی که بهم بگن عشق یعنی زندگی 

میگفتن اگه عاشق نشی یعنی زندگی نکردی 

ولی بهم نگفتن اگه اسیر یکی بشی دلت میسوزه 

بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتیش میکشن 

بهم نگفتن اگه تموم روز ببینیش بازم دلتنگش میشی 

بهم نگفتن ممکنه یه روز بذاره بره 

بهم نگفتن 

نگفتن که تو پشت سرش اشک میریزی ولی اون بی اعتنا میره 

نگفتن تو دیوونش میشی ولی اون بی خیالت میشه!!!

[ دوشنبه 26 دی1390 ] [ 0:27 ] [ سئوگی ]

چرا زیر چتر مهربانیت راهم نمی دهی  من خیسم از باران تنهایی چرا ساحل وسیع آغوشت جایی برای این غریق تن خسته ندارد من چه عریان ستودم تو را تو چه راحت پیچیدی مرا در لفاف فرامرشی نكند تو سایه ی منی كه تا ابد مبهم در وجودم نشسته ای ؟ ...
[ یکشنبه 25 دی1390 ] [ 23:37 ] [ سئوگی ]
مردان سرزمین من
تا پیش از اولین بوسه
تا قبل از آغوش نخستین
تا شروع تپش های بی امان دلتنگی
تا آغاز قصه ای که در گوشت زمزمه می کنند
عاشقند.
اما ........!!!!!!

[ یکشنبه 25 دی1390 ] [ 0:4 ] [ سئوگی ]
دوره ای ست که همه
حتی در نهایت حیرت تو
دوست داشتن را با خط کش هاشان
سانت می زنند
تا مبادا یک جایی
…یک چیزی
کم باشد
فدای سرم که
کارت به جایی کشید
که خط کش به دست
مقایسه ام می کنی با این و آن
همان دو سه تا باران
همان یک بوسه
همین که شاعر شده ام حالا
عمری را کفایت می کند
[ جمعه 23 دی1390 ] [ 23:27 ] [ سئوگی ]
بودے !
سبز بود !
زنده بودم ... 
رفتے !
خشک شد !
و حالا میمیرم 
هر روز غروب ،
پاے همان درخت همیشگے ... 




ــ با تو آبے مے بینم ... تمام بینایے ام را ...

[ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 14:10 ] [ سئوگی ]

خوب مے دانم 
کہ تمام ِاین عشق 
در یک خیابان یک طرفہ
حرکت مے کند .
از قلب من 
تا چشمان تو ! 


[ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 14:9 ] [ سئوگی ]

♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

انتـظار بارانــے را مے کـشم 

که پلـکـ بـر هـم بگـذارم

باریـده استــ ـ ...

بـه تمـاشای بـاران ستـاره هـا

بـے چـتـر

بیــا...

♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

[ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 14:7 ] [ سئوگی ]
زمستــان آمــده اســت!

خستــه ام!

مــی خــوابــم!

بهــار کــه آمــد،

پیلــه ام را مــی شکــافــم

تــا بــا پــرهــای خیــس،

دوبــاره

عــاشقــت شــوم . . .





♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

[ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 14:5 ] [ سئوگی ]
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

پیچــک نگــاهــم
دزدانــه تــا پشــت پنجــره ی
اتــاق تــو بــالا آمــده!
بــه کجــا خیــره شــده‌ای؟!
بــاران کــه بگیــرد
تمــام پنجــره
پــر از پیچــک خــواهــد بــود . . .



♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

[ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 14:4 ] [ سئوگی ]

نگـــــــــــاه کن ببین
چگونه گیسوان حــــــــوای تو ، حرام است
من رانده شدم از بهشت و به دنبال تــــــــو می گردم 

تا سیبی را که معصومـــــــــانه از باغ ربودم ، با تو قسمت کنم
با تو که می خواستی در این هزاره ی تردید
در عطر گیسوان من ، عشــــق را تنفس کنی
نگــــــــــاه کن ببین
چگونه من و تو سیب ممنوع را گـــــــــاز زدیم
و از بهشت رانده شدیم
و در زمین ، هزاران عشق به پــــــــای هم ریختیم . .

30dee2b615b8f2298562f68ba07bf244-300

[ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 14:1 ] [ سئوگی ]
این که باید

"فراموش ات می کردم"

را هم فراموش کردم !

تو تکراری ترین "حضور" روزگار منی...

ومن عجیب ؛

به آغوش تو...

از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام !!

[ دوشنبه 16 آبان1390 ] [ 22:4 ] [ سئوگی ]
[ دوشنبه 9 آبان1390 ] [ 22:59 ] [ سئوگی ]

دوباره باران گرفت

باران معشوقه من است ....

باران یعنی تو برمیگردی

شعر برمیگردد ....

[ دوشنبه 21 شهریور1390 ] [ 19:8 ] [ سئوگی ]
گذار دوست داشتنهایم را در دلم پنهان بدارم

ودنیایم را با دوست داشتن هایت بسازم
.
.
.

نگاه کن دنیایمان یکیست!
[ شنبه 19 شهریور1390 ] [ 20:1 ] [ سئوگی ]
چه زیباست

که تو تنها نیاز من باشی

و چه عاشقانه است

که تو تنها آرزویم باشی

و چه رؤیایی است

این لحظه های ناب عاشقی

و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را با فقط تو حس می کنم

[ جمعه 18 شهریور1390 ] [ 0:38 ] [ سئوگی ]
با بغض میگوید : 

زن که باشی ، 

گاهی بی دلیل اشک میریزی و با تمامی تلاشت.. 

ریز ریز خرد میشوی..!! 

آرام اشکش را پاک میکنم ..

با صدای خسته میگویم : 

مرد که باشی بیشتر و بیشتر تلاش میکنی.. 

بی صدا خرد میشوی... 

حق اشک ریختن هم نداری....!
[ پنجشنبه 17 شهریور1390 ] [ 18:27 ] [ سئوگی ]

 

خسته شدم از تمام اين محبتهای دروغين 

 

خدایا خسته ام ... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ...

از این مردم به ظاهر صادق و با وفا ...

 

خسته ام ... از دوری ...از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام

ديگر خسته شدم ، خسته ی خسته .....

 

 

 

                            خسته از تکرار لحظه ها  

 

 

 

  خسته‌تر از پروانه.......

 


سالهاست

 
گرد رؤياهای سرخ باغچه‌ی خويش پر مي زنم...

وهنوز غربت تلخ هميشه را مزه می كنم



        من خسته ام ........      

 

 

   و هيچ حاجتی به تأييد هيچ پروانه ای نيست.....



    من خیس خستگی ام

 
     بيا شانه هايت را   
   بالش خیل خستگی هايم كن.

 


        شايد شبی .... 

    
    زخمهايم را زمين بگذارم.

  

   .............................................................................

 

 

 

به چه می خندی تو؟ 

 

به مفهوم غم انگيز جدايی؟

به چه چيز؟

 

به شکست دل من يا به پيروزی خويش ؟

به چه می خندی تو؟

 

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟

 

يا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

 

به چه می خندی تو؟

 

به دل ساده من می خندی که دگر تا به ابد نيز به فکر خود نيست؟

 

    خنده دار است بخند.... 

 

  

 

[ پنجشنبه 6 مرداد1390 ] [ 17:25 ] [ سئوگی ]
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
 
خوشبختی خودت دعا کنی؟

 
 
 
 
 
سهراب سپهری
[ شنبه 4 تیر1390 ] [ 22:45 ] [ سئوگی ]
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﻡ

ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ

 
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺒﺮﻡ...
 
ﺍﻓﺴﻮﺱ...
 
یادم رفته بود

 
كه از نبودنت به خواب پناه برده بودم
 
 
[ چهارشنبه 18 خرداد1390 ] [ 17:44 ] [ سئوگی ]
ماندن همیشه خوب نیست. رفتن هم همیشه بد نیست.

اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت.

برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند.

برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش ِ دل کسی که شکستن غرورت برایش از شکستن سکوت آسانتر باشد.

شاد برو، شاد از این باش که اگر ترا او نشناخت، عشق شناخت.

رفتن همیشه بد نیست.

آنگونه برو که هیچ نگاهی نتواند ترا انکار کند و هیچ دلی نتواند ...

برو، فقط برو.
h6xvwjd5ukvx7v6m9kss.jpg
[ یکشنبه 8 خرداد1390 ] [ 16:11 ] [ سئوگی ]
           
 
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم

------------------------------

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت.
 
 
[ دوشنبه 12 اردیبهشت1390 ] [ 15:26 ] [ سئوگی ]

گاه؛«لذت بخشترین» کار دنیا آن است،که نیمه شبها خودت را به «خواب» بزنی و او تورا بخیال آنکه خوبی «ببوسد» ونداند که تو «بیداری» و «می بینی» ،عشق خالی از «ریا» را.

[ دوشنبه 12 اردیبهشت1390 ] [ 15:23 ] [ سئوگی ]
 

 

صبر کن عشق زمینگیر شود ......بعد برو

یا دل از دیدن تو سیر شود........بعد برو

ای کبوتر به کجا ؟ قدر دگر صبر بکن.......

اسمان پای پرت پیر شود........بعد برو

تو اگر گریه کنی.. بغض منم میشکند !

خنده کن عشق نمک گیر شود...بعد برو

یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد....

صبر کن..گریه به زنجیر شود...بعد برو


ادامه مطلب
[ جمعه 12 فروردین1390 ] [ 21:33 ] [ سئوگی ]
Photo-Skin_ir-Fantasy167.jpg

                        

مهربانم، ای خوب
 
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا
 
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها، به تو می اندیشد

و کمی،

دلش از دوری تو دلگیر است....

مهربانم، ای خوب
 
یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش
 
به رهت دوخته بر در مانده
 
و شب و روز دعایش اینست؛ زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی،
 
به سلامت باشی

و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد
 
مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛
 
یک نفر هست که دنیایش را، همه هستی و رؤیایش را،
 
به شکوفایی احساس تو، پیوند زده

و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....

مهربانم، ای خوب
 
یک نفر هست که با تو
 
تک و تنها، با تو پر اندیشه و شعر است و شعور
 
پر احساس و خیال است و سرور
 
مهربانم، ای یار، یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که با تو،
 
به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی…
 
13861103011.jpg
[ یکشنبه 15 اسفند1389 ] [ 21:46 ] [ سئوگی ]

80012

کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

 

اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر

 

 یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند...

 

کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

 

 باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد...

 

 یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی... که محکم باشی

 

پای هر خداحافظی یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی...

[ یکشنبه 8 اسفند1389 ] [ 11:15 ] [ سئوگی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آرزویم این است نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز.... و به اندازه یک عمر تو عاشق باشی.... عاشق آنکه تو را می خواهد.... و به لبخند تو از خویش رها می گردد


لطفا اگه وبلاگ رو دیدین نظر بدین خوشحال میشم..
امکانات وب
بک لينک